اثبات وقوع طوفان نوح بوسیله ژنتیک!

  اثبات وقوع طوفان نوح بوسیله ژنتیک!

بر اساس علم ژنتیک تمام مردان امروزی از یک مرد و تمام زنان امروزی از یک زن منشعب شده اند. در ژنتیک به فردی که تمام مردان امروزی از ایشان منشعب شده اند "آدم رنگین تن" (Y-chromosomal Adam ) می گویند. و به زنی که تمام زن های امروزی از ایشان منشعب شده اند "حوای میتوکندریایی" (Mitochondrial Eve)می گویند. در حقیقت پدر تمام مردان امروزی یک فرد و مادر تمام زن های امروزی نیز یک فرد می باشد.

Mitochondrial Eve and Y-chromosome Adam lived at different times, were probably separated by thousands of years and quite possibly were in different locations. Thus, a pictorial diagram tracking all men’s Y-chromosome DNA would not trace back to the spouse of Mitochondrial Eve. Although coalescence does not indicate that all humans descended from a single couple, Mitochondrial Eve and Y-chromosome Adam are nonetheless the source of a portion of our DNA, namely the Y-chromosome DNA and the mitochondrial DNA

اما حوای میتوکندریایی سالها قبل از آدم رنگین تن بوده است! در حقیقت آنها در یک زمان زندگی نمی کرده اند و لذا نمی توانند همسر هم باشند!

چگونه ممکن است که حوا قبل از حضرت آدم بوده باشد؟

راز این معما چیست؟

آیا آدم رنگین تن همان حضرت آدم می باشد؟ آیا حوای میتوکندریای همان حوا همسر حضرت آدم است؟ پس چرا آنها در یک زمان زندگی نمی کرده اند؟

چه اتفاقی می افتد که تمام مردان هم عصر آدم رنگین تن نسلشان منقرض می شود؟

آدم رنگین تن چه کسی است؟ حوای میتوکندریایی چه کسی است؟

                                                        ????

Who was Mitochondrial Eve? Who was Y-chromosome Adam?

 

Mitochondrial Eve= Eve      

Y-chromosomal Adam= Noah    

حوای میتوکندریایی= حوا همسر حضرت آدم 

آدم رنگین تن= حضرت نوح

 

به روش بسیار ساده و بر اساس آیات قرآن ثابت می کنیم که آدم رنگین تن حضرت آدم نیست بلکه حضرت نوح می باشد و به همین دلیل است که حوای میتوکندریایی و آدم رنگین تن در یک زمان زندگی نمی کرده اند. به آیه قرآنی زیر دقت کنید:

 و همانا نوح ما را ندا در داد، پس ما نیکو اجابت کننده بودیم. و او و خاندانش را از آن اندوه بزرگ رها ساختیم و تنها اولاد او را باقی ماندگان (روی زمین) قرار دادیم. (صافات ۷۵-۷۷)

در حقیقت آفریدگار در آیه فوق می فرمایند که تمام فرزندان حضرت آدم و حوا بغیر ازحضرت نوح، نسلشان منقرض می شود و تنها فرزندان حضرت نوح بر روی زمین باقی خواهند ماند.

به این معنی که فرزندان آدم و حوا را در نظر بگیرید و برای آنها نیز فرزندانی در نظر بگیرید و برای آن فرزندان نیز فرزندان دیگر را در نظر بگیرید. همینطور تا اینکه به حضرت نوح برسید. طبیعتا افراد زیادی هم عصر حضرت نوح زندگی می کرده اند. خداوند می فرمایند که نسل تمام آن انسانها منقرض می شود و فقط فرزندان حضرت نوح بر روی زمین باقی خواهند ماند. به عبارت دیگر همه ما فرزندان حضرت نوح هستیم. 

در حقیقت طوفان نوح علت مرگ تمام مردان هم عصر حضرت نوح می باشد لذا پدر تمام مردان امروزی حضرت نوح می باشد و به همین دلیل است که ایشان را ابوالبشر ثانی می نامند.

در حقیقت حوای میتوکندریایی همان همسر حضرت آدم می باشد که مادر تمام زن های امروزی می باشد. در طی هزاران سال فرزندان حضرت آدم و حوا افزایش یافته و در زمان حضرت نوح مردان بسیاری هم عصر ایشان زندگی می کرده است و طوفان نوح باعث مرگ تمام مردان هم عصر حضرت نوح می شود و در نتیجه تمام کسانی که باقی میمانند فرزندان و اولاد حضرت نوح می باشند.

در شکل زیر نشان داده شده است که چگونه یک مرد (مربع سبز) در طی شش نسل پدر تمام مردان نسل آخر شده است.

توجه داشته باشید که فاصله بین حوای میتوکندریایی و آدم رنگین تن بسیار زیاد بوده است و در طی این فاصله تعداد انسان ها بسیار زیاد شده است و لذا احتمال این که تنها یک فرد بتواند پدر تمام مردان امروزی باشد بسیار کم می باشد و حتما می بایست اتفاقی باعث مرگ تمام مردان هم عصر آدم رنگین تن شده باشد که این اتفاق همان طوفان نوح می باشد.

 

منابع:
http://biologos.org/questions/the-mitochondrial-eve

http://en.wikipedia.org/wiki/Spencer_Wells

http://en.wikipedia.org/wiki/Y-chromosomal_Adam

http://www.genebase.com/learning/article/55

 http://news.nationalgeographic.com/news/2005/06/0624_050624_spencerwells.html

http://press.princeton.edu/chapters/i7442.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Human_Y-chromosome_DNA_haplogroups

http://en.wikipedia.org/wiki/Mitochondrial_Eve

http://ghoranvaelm.blogfa.com/

http://igoro.com/archive/graphs-trees-and-origins-of-humanity/

 

..............................................................................................................................

دوستان عزیز می توانید بحث پیرامون مطالب مطرح شده در کتاب : توهم تکامل را در لینک زیر که توسط نویسنده کتاب با پروفیل: mohammadali123 بیان شده است بخوانید.

توضیات درباره کتاب: توهم تکامل

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

 

دوستان عزیز جهت دریافت فایل pdf کتاب های:

        علم راهی بسوی آفریدگار جهان                             قرآن کلام آفریدگار است

                   تفکر قرآنی                                                         توهم تکامل

به یکی از آدرسهای زیر مراجعه کنید:

کتاب: علم راهی بسوی آفریدگار جهان

علم راهی بسوی آفریدگار جهان- سرور 1

علم راهی بسوی آفریدگار جهان- سرور2

علم راهی بسوی آفریدگار جهان- سرور3

علم راهی بسوی آفریدگار جهان- سرور4 

علم راهی بسوی آفریدگار جهان- سرور 5

کتاب: قرآن کلام آفریدگار است:

قرآن کلام آفریدگار است

قرآن کلام آفریدگار است. سرور 2

 قرآن کلام آفریدگار است. سرور 3

کتاب: تفکر قرآنی

تفکر قرآنی- سرور 1

کتاب: توهم تکامل 

خرید کتاب توهم تکامل فقط با مبلغ: 9000 توان در سایت نیولایف

 

دانلود کتاب توهم تکامل 

 

 

 

  وبلاگ توهم تکامل به زبان انگلیسی

delusion of evolution in english language

 

/////////////////////////////////////////////////

دوستان عزیز می توانید از وبلاگ های زیر نیز بازدید بفرمائید:

//////////////////////////////////////////

آفریدگار قرآن علم

تفکر قرآنی

قرآن کلام آفریدگار است

 

علم راهی بسوی آفریدگار جهان

 

...........................................................................................................

منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم

در پناه پروردگار عالمیان سربلند باشید

محمد علی کوشش

 

بررسی صحت وسایل دست ساز و جاپاهای قدیمی!

بررسی صحت وسایل دست ساز و جاپاهای قدیمی!

هر چند جاپاها و وسایل دست ساز قدیمی فراوان نظریه ارائه شده را بیشتر تائید می کند اما در زیر فقط به بررسی تعدادی از این جا پاها می پردازیم. طبیعتا صحت همین جا پاها و وسایل، برای تائید نظریه ارائه شده و همچنین رد نظریه تکامل داروینی کفایت می کند.

 

          human and dinosaur foot print -Paluxy River in Glen Rose Texas

جاپاهای و وسایل قدیمی یافته شده از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند. طبیعتا تکامل گراها به انکار این جاپا ها خواهند پرداخت. البته تعداد این جاپاها به اندازه ای زیاد می باشد که نمی توانند تمام آنها را تقلبی بدانند. مثلا در یکی از سایت های تکامل گرا، به رد قدمت جاپاهای پیدا شده در جلن روز تگزاس(تصویر فوق) پرداخته شده است. و قدمت این جا پا را بجای 150-۱۲۰ میلیون سال، فقط 3.7 میلیون سال و هم قدمت لوسی در لاتولی می داند.

There are of course several fully accepted cases of fossilised human footprints but they all date from before Mary Leaky's discovery of the 'Lucy' footprint in Laetoli, which is estimated at 3.7 million years old. This is currently the oldest un-refuted humanoid footprint on record. All other footprint from rock strata from before this date are considered hoaxes or coincidences.  The following examples are a selection of accredited reports of human footprints (remains) in strata older than 3.7million years.

در متن فوق نویسنده، صحت جاپا را درست می داند اما قدمت آن را تنها 3.7 میلیون سال پیش می داند اما نکته مهم این است که اکثر جاپاهای پیدا شده در آمریکا می باشند. و تکامل گاها سفر انسان به این قاره را در حدود 30 هزار سال پیش و آن هم در زمان عصر یخبندان می دانند. حال اگر قدمت این جاپاها را بجای 150 میلیون سال فقط 3.7 میلیون سال پیش فرض کنیم. مشکلی که برای تکامل گراها بوجود می آید این است که چگونه ممکن است که انسانها در 3.7 میلیون سال پیش در قاره آمریکا باشند؟! از طرف دیگر، در کنار جا پای پیدا شده جا پای یک دایناسور وجود دارد و این در حالی است که دایناسورها 65 میلیون سال پیش منقرض شده اند. این تناقض را چگونه می توان پاسخ گفت؟

چگونه ممکن است در 3.7 میلیون سال پیش و زمانی که قاره آمریکا از آسیا جدا بوده، انسان ها توانسته اند به این قاره سفر کنند؟ آیا در 3.7 میلیون سال پیش نیز یخبندان بوده است؟! پس ادعای تکامل گراها مبنی بر انتقال انسان ها از تنگه برینگ در 30 هزار سال پیش و در عصر یخبندان چه می شود؟!

جالب است بدانید که این جاپا بر روی سنگی مربوط به دوره مزوزئیک می باشد. دوران مزوزئیک مربوط به 65 تا 250 میلیون سال پیش می باشد. در شکل زیر می توانید تصویر همان جاپا را از نمای دیگر ببینید:

در حقیقت بر اساس نظریه ارائه شده، انسان ها بسیار قبل از طوفان نوح در 65 میلیون سال پیش نیز در قاره آمریکا بوده اند و تمام آنها و دایناسورها در انقراض عظیم کرتاسه (طوفان نوح) نابود شده اند و پس از این طوفان، انسان ها و حیوانات در 65.5 میلیون سال پیش و پس از پیاده شده از کشتی نوح، در طی هزاران سال جمعیتشان به تدریج زیاد شده است و زمانی که آسیا و آمریکای شمالی به هم وصل بوده اند توانسته اند وارد قاره آمریکا شوند.

در شکل زیر همین جاپا از نمای دیگر نشان داده شده است:

 

 در شکل زیر تصویر آقای تیلور (taylor) که این جاپاها را پیدا کرده است دیده می شود، جالب است بدانید که این جاپاها پس از یک باران شدید پیدا شده است. توجه داشته باشید که کشف جاپاهایی با این قدمت حتی برای خلقت گراهایی که طوفان نوح را در 4500 سال پیش و حضور حضرت  آدم بر روی زمین را نهایتا 10 هزار سال پیش می دانند، خوشایند نمی باشد.

این جاپاها پس از یک بارندگی شدید نمایان شدند. طبیعتا پنهان سازی این اسناد و جاپاها و فسیل ها، با افزایش دانشمندان و محققین خلقت گرا، در آینده کمتر به وقوع خواهد پیوست. و باید منتظر پیداشدن اسناد و مدارک بیشتری در آینده باشیم. هر چند همین مدارک نیز برای تائید نظریه ارائه شده کافی می باشد.

-------------------------------------------------------

Table Mountain is a flat-topped mountain forming a prominent landmark. It is next to the city of Cape Town in South Africa

 منابع:

http://yecheadquarters.org/?p=596#

کریستف کلمب و کشف قاره آمریکا و تکامل!

کریستوف کلمب (۱۴۵۱-۱۵۰۶) سوداگر و دریانورد اهل جنوا در ایتالیا بود که بر حسب اتفاق قارهٔ آمریکا را کشف کرد. او که از طرف پادشاهی کاستیل (بخشی از اسپانیا) مأموریت داشت تا راهی از سمت غرب به سوی هندوستان بیابد، در سال ۱۴۹۲میلادی با سه کشتی از عرض اقیانوس اطلس گذشت اما به جای آسیا به آمریکا رسید. کلمب هرگز ندانست که قاره‌ای ناشناخته را کشف کرده است.

در عصر کلمب، اروپاییان برای سفر به هند (منظور از هند آسیای جنوبی و شرقی بود) راهی نداشتند جز حرکت به سمت جنوب، دور زدن قارهٔ آفریقا از کنار دماغهٔ امید نیک و رفتن به طرف شرق در طول اقیانوس هند، در دههٔ ۱۴۸۰ میلادی، کلمب نیز خیال سفر به هند را در سر داشت ولی نه از طریق معمول. او می‌خواست با حرکت مستقیم از اروپا به سوی غرب و عبور از دریای محیط (اقیانوس اطلس) به آسیا برسد.از نظر دیگران نقشهٔ جسورانهٔ کلمب نپذیرفتنی و بی فایده بود و او ناچار شد برای یافتن پشتیبانانی در میان قدرتمندان و افراد صاحب نفوذ کوشش زیادی به کار برد. برخی معتقدند که علت این استقبال سرد، اعتقاد اروپایی‌ها به تخت بودن کرهٔ زمین بود.

کلمب در آغاز در سال ۱۴۸۵ میلادی طرح خود را به دربار پرتغال ارائه داد و پیشنهاد کرد که زیر پرچم این کشور در جزایر هند به اکتشاف بپردازد اما کارشناسان پادشاه پس از بررسی به این نتیجه رسیدند که خط سیر سفر بسیار طولانی‌تر از آن چیزی است که کلمب ادعا می‌کند (امروز می‌دانیم که مسافت واقعی حتی از برآورد پرتغالی‌ها نیز درازتر بود) و درخواست او پذیرفته نشد. احتمالاً طمع زیاد و توقعات مالی نامعقول کلمب هم در رد تقاضایش بی‌تأثیر نبود.

سرانجام در غروب سوم اوت سال ۱۴۹۲ میلادی سه کشتی سانتاماریا، نینیا و پینتا همراه با نود نفر خدمه به فرماندهی کلمب از بندر پالوس به راه افتادند و پس از توقفی کوتاه در جزایر قناری (آفریقا) رهسپار دل اقیانوس شدند.

در آغاز اوضاع خوب بود و ملوانان کاملاً از کلمب فرمان می‌بردند ولی پس از چند روز که ساحل در زیر خط افق ناپدید شد، بتدریج دچار ترس و وحشت شدند. تا آن زمان تمام کشتی‌هایی که در اقیانوس اطلس سفر می‌کردند یکی از دو مسیر شمالی یا جنوبی را در پیش می‌گرفتند و همواره کرانه‌های اروپا یا آفریقا در نزدیکیشان بود. اما اکنون آنها درحال رفتن به بخش‌های ناشناخته مرکزی بودند؛ جایی که به عقیدهٔ عوام پر از هیولاهای هولناک بود و طوفان‌های شدید راه کشتی‌ها را می‌بست . کلمب از نارضایتی زیردستانش آگاه بود. گفته‌اند وی یک دفتر رخدادنگاری روزانه جعلی ترتیب داده بود که فواصل را کوتاهتر از مقدار واقعیشان در آن ثبت می‌کرد تا افراد نفهمند که چه مقدار پیش رفته‌اند و از هراسشان کاسته شود . این داستان به احتمال زیاد واقعیت ندارد. با حضور ناخداهای دیگر و افسران و سکان‌داران با تجربه در ناوگان، کلمب هرگز نمی‌توانست با چنین ترفندی دیگران بفریبد .

مسافرت پنج هفته به طول انجامید . در این مدت ملوانان وحشتزده بارها بر فرماندهشان شوریدند و حتی خواستند او را سربه نیست کنند و کشتی‌ها را به اسپانیا بازگردانند . اما هر بار کلمب با وعده یا تهدید آرامش را برقرار می‌ساخت.

در بیستم سپتامبر با مشاهدهٔ دسته‌ای پرنده که از شرق می‌آمدند این امید در ایشان قوت گرفت که خشکی در آن حوالی است. بالاخره در یازده اکتبر دیده‌بانان وجود یک خشکی را در روبرو اعلام کردند؛ فردای آن روز،۱۲ اکتوبر ۱۴۹۲ میلادی و بر اساس تقویم یهودی مصادف با ۲۱ تشرین سال ۵۲۵۳ یعنی آخرین روز سوکت( Sukkot)، روز هوشاناربا( Hoshana Rabba) بود، کلمب و یارانش پس از ۳۵ روز سفر سخت، پا بر جزیره‌ای زیبا و سرسبز از مجمع‌الجزایر باهاما (آمریکای مرکزی) گذاشتند.

رفتار بومیان آمریکایی با تازه‌واردان دوستانه و صلح‌جویانه بود. کلمب در نامه‌ای به فردیناند و ایزابلا دربارهٔ ساکنان جزیره می‌نویسد: «این مردم دین ندارند و حتی بت نمی‌پرستند. بسیار نجیبند و نمی‌دانند بدی چیست. هیچ نوع سلاحی ندارند؛ نه یکدیگر را می‌کشند و نه از هم سرقت می‌کنند.»

 

چگونه است که بومیان زودتر از کریستف کلمب وارد قاره آمریکا شدند؟ فاصله زیاد قاره آمریکا با سایر قاره ها را این بومیان با چه وسیله ای طی کرده اند؟ این بومیان در چند سال قبل کاری را کرده اند که کلمب با کشتی های جدید برای اولین بار و بعد از آن همه سختی و در طی سفری 35 روزه انجام داده است؟

تکامل گراها ادعا می کنند که در 5.4 میلیون سال پیش انسان ها از نیای مشترک منشعب شده اند و به دلایلی و به مرور زمان باهوش تر شده اند. اما چه زمانی این انسان ها آنقدر باهوش شده اند که توانسته اند کشتی بسازند که این فاصله زیاد را طی کنند و وارد قاره آمریکا شوند. طبیعتا زمانی که به قول تکامل گراها انسان ها از نیای مشترک (5.4 میلیون سال پیش) منشعب شده اند قاره آمریکا فاصله زیادی با سایر قاره ها داشته است.

اما با نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح، که در 65.5 میلیون سال پیش روی داده است. این معما حل می شود. زیرا در این زمان قاره آمریکا به سایر خشکی ها متصل بوده است. و انسان ها به تدریج وارد قاره آمریکا شده اند. در حقیقت بومیان آمریکایی از نسل انسان هایی هستند که پس از پیاده شدن از کشتی نوح،آمریکای امروزی را برای خود ، بتدریج و بعد از هزاران سال  انتخاب کرده اند.

در شکل فوق می توانید موقعیت خشکی ها را در دوران کرتاسه (cretaceous) و در  65 میلیون سال پیش مشاهده کنید. همانطور که می بینید در این زمان قاره آمریکای شمالی هنوز به سایر قاره ها متصل بوده است. و لذا حیوانات و انسانها می توانسته اند که وارد این قاره بشوند. طبیعتا انسان ها قبل از این طوفان نیز وارد آمریکای شمالی شده اند اما تمام آنها توسط طوفان نوح، نابود شده اند.

دانشمندان با بیان دلایلی همچون آسیایی نژاد بودن بومیان آمریکا (شامل اسکیموها و سرخپوستان)، ادعا می کنند که انسان ها با گذر کردن از تنگه ی برینگ (با عرض بیش از 58 کیلومتر!) در 30 هزار  سال پیش و در عصر یخبندان که ارتباط  آبی و اقیانوس بین این قاره ها یخ زده است توانسته اند که با عبور از راه یخی بوجود آمده، وارد قاره آمریکا شوند.

 

اولین انسان‌ها حدود ٣٠ هزار سال پیش، پس از گذشتن از تنگه برینگ  به قارهٔ آمریکا نهاده‌اند. تنگهٔ برینگ، سیبری در آسیا را از آلاسکا در قارهٔ آمریکا جدا می‌کند. در آن زمان بر اثر یخ‌زدگی سطح اقیانوس درعصر یخبندان دو خشکی به هم متصل می‌شوند و شکارگران ساکن سیبری با گذر از این گذرگاه پا به قارهٔ جدید نهاده و از آنجا در سراسر قارهٔ جدید پخش شدند. دلیل‌های فراوانی بر تایید این نظریه وجود دارد. از جمله شباهت‌های ریخت جمجمه و آرواره‌های ساکنان ٣٠ هزار سال پیش آمریکای شمالی و مردمان هم عصر آنان که در سیبری و شمال چین زندگی می‌کردند

اما این فرضیه فاقد دلایل و شواهد مناسب می باشد و براستی چرا  می بایست انسانها در عصر یخبندان به جای مهاجرت به نقاط گرمسیر به سمت شمال مهاجرت کنند و از قسمت های یخ زده خود را به آمریکا برسانند؟! از طرف دیگر جاپاهایی از انسان در آمریکا پیدا شده است که قدمت آنها به میلیون ها سال پیش می رسد و در نتیجه باعث رد این فرضیه می شود.

منابع:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87

نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح

نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح!

 Theory of dinosaur extinction by Noah's flood

نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح، شاید جنجالی ترین نظریه اینجانب می باشد که در کتاب "توهم تکامل" مطرح گردیده است. این نظریه باعث فروپاشی کامل نظریه تکامل داروینی می گردد زیرا بر اساس نظریه تکامل انسان ها 5,4 میلیون سال پیش از نیای مشترک منشعب شده اند اما بر اساس شواهدی ثابت می کنیم که انسان ها میلیون ها سال پیش بر روی زمین بوده اند. در حقیقت راز طوفان نوح، زمان می باشد. در حقیقت زمان طوفان نوح و همچنین حضور حضرت آدم در زمین، بسیار قبل تر از آن چیزی بوده که ما قبلا تصور می کرده ایم.

این نظریه می تواند پاسخ گوی بسیاری از معماها باشد:

1- علت انقراض دایناسورها در 65 میلیون سال پیش

2- چگونگی به زیر آب رفتن بزرگ ترین کوه ها در طوفان نوح

3- چگونگی جا گرفتن انواع حیوانات در کشتی نوح

4- علت باقی ماندن گزینشی برخی حیوانات همچون مرغ و خروس و شتر مرغ، اما انقراض انواع دایناسورهای ریز و درشت

5- رد نظریه تکامل داروینی و بیان  همزیستی انسانها با دایناسورها

6- چگونگی توزیع انسان ها و حیوانات در سطح زمین پس از پیاده شدن از کشتی نوح

7- وجود انسان ها در مکان های دور افتاده

8- وسایل دست ساز انسانهایی که میلیون ها سال قدمت دارند

9- چگونه انسانها میلیون ها سال پیش به قاره آمریکا رفته اند

10- علت وجود ردپای انسان ها مربوط به میلیون ها سال پیش در آمریکا

11- چرا حوای میتوکندریایی قبل از آدم رنگین تن بوده است

تا کنون دلایل فراوانی جهت توجیه انقراض پایان کرتاسه مطرح گردیده‌است که نظرات جدید به برخورد شهاب سنگی در حدود 65.5 میلیون سال قبل به قطر ۱۰ کیلومتر به زمین دلالت دارد. اما جدید ترین نظریه، که توسط اینجانب مطرح می شود: نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح می باشد که حتی برخورد آن شهاب سنگ نیز در ایجاد آن طوفان نقش داشته است.  در صفحات بعدی به توضیح بیشتر این نظریه جنجالی خواهم پرداخت.

باید توجه داشت که برای انقراض دایناسورها دانشمندان یک فرایند تدریجی را در نظر نگرفته اند، اما چرا؟! چه عواملی باعث شده است که دانشمندان به دنبال عواملی آنی باشند؟دایناسورها برای بیش از 160 میلیون سال حاکم بی چون و چرای زمین بوده اند و تعداد آنها بسیار زیاد و متنوع بوده است. دانشمندان به دنبال بیان پدیده ای آنی همچون برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین هستند. یعنی اتفاقی که به یک باره به وقوع پیوسته است و تعداد زیادی از دایناسورها و بلکه جانوان خشکی را نابود کرده است.

چه دلایلی باعث شده است که دانشمندان به دنبال بیان چنین رویدادهای آنی در انقراض دایناسورها باشند؟

اما این اتفاق چه بوده است که باعث انقراض و نابودی حیوانات شده است. چرا نباید یک گونه دایناسور از آن حادثه جان سالم به در ببرد؟ چرا مرغ و خروس و شتر مرغ و اجداد گربه سانان و سگ سانان و میمونها و ... از این حادثه جان سالم به در می برند؟ مگر نه اینکه مرغ و خروس و شتر مرغ از نسل دایناسورها هستند. پس این حیوانات چه ویژگی خاصی نسبت به سایر دایناسورها کوچک و بزرگ ، داشته اند که باعث شده است که آنها باقی بمانند؟

آیا زمان 65 میلیون سال برای شروع دوباره حیات در خشکی کافی می باشد؟ برای اینکه بدانید که این زمان چقدر کم است کافی است بدانید که به قول تکامل گراها انسان ها نزدیک 5 تا 7 میلیون سال پیش بر روی زمین بوده اند. (یعنی یک دهم این مقدار)... ولی در طی این مدت حتی این انسان ها به دو نوع انسان تبدیل نشده اند!

اما بر اساس دین: حضرت نوح به تنهایی نزدیک هزار سال زندگی کرده است. پس دین (قرآن) در مورد مدت زمان حضور حضرت آدم بر روی زمین چیزی نمی گوید و لذا تصور اینکه انسان ها تنها هزاران سال است که بر روی زمین زندگی می کنند منتفی است. وجود 124000 پیامبر خود    می تواند دلیلی برای مدت زمان زیاد حضور انسان بر روی زمین باشد.

اما فسیل چه می گوید؟ مگر قرار است اگر مثلا فسیل انسانی که در ۷ میلیون (انسان تومای)سال پیش زندگی می کرده است پیدا شود این یعنی انسان ها تنها ۷ میلیون سال است که در زمین بوده اند؟ طبیعتا خیر

وقتی بر اساس احتمالات ما توانسته این فسیل را در این تاریخ پیدا کنیم پس می بایست انسانها بسیار قبل از این هم بوده باشند.(تا تعدادشان افزایش یافته باشد و احتمال پیدا کردن یک فسیل زیاد باشد) اما حیواتات خشکی به این دلیل می توانند در این فاصله کم (65 میلیون سال) بر تعداد خود بیفزایند که به صورت کاملا اختصاصی گزینش شده اند و از آن حادثه جان سالم به در برده اند.

 

اما آیا محیط می تواند به صورت کاملا گزینش عمل کند؟ مثلا هزاران مدل دایناسور کوچک و بزرگ منقرض شوند ولی به صورت کاملا گزینشی مرغ و خروس و شتر مرغ از نسل دایناسورها باقی بمانند؟ چرا نباید برای نمونه هم که شده، یک دایناسور کوچک که بجای بال دست داشته باشد و تخم گذار باشد باقی نماند؟!

همانطور که گفته شد امکان به ارث رسیدن صفات اکتسابی وجود ندارد:

داروین به اشتباه فکر می‌کرد که ویژگی‌های به ارث رسیدنی محصولی از استفاده یا عدم استفاده بوده، و اینکه ویژگی‌هایی که توسط یک سیستم حیاتی در طول حیاتش کسب می‌شود به فرزندانش منتقل می‌شود. داروین به دنبال مثالهایی مانند پرندگانی که از روی زمین تغذیه می‌کنند پاهای قوی تری به خاطر تمرین بدست می‌آورند، و بال‌های ضعیف تری به دلیل پرواز نکردن بدست می‌آورند تا آنجا که بطور مثال شتر مرغ اصلاً پرواز نمی‌توانست بکند، بود. این اشتباه «به ارث رسیدن ویژگی‌های کسب شده» خوانده می‌شود

لذا تکامل گراها نمی توانند ادعا کنند که این پرندگان زمانی پرواز می کرده اند و به علت زیاد راه رفتن و یا زیاد غذا خوردن دیگر قادر به پرواز نبوده اند. اگر قرار بود که پرواز نکردن برای مدت زمانی به ارٍث برسد لذا می بایست اکنون در طبیعت پرندگانی را ببینیم که تعدادی از آن ها قادر به پرواز و تعدادی دیگر از همان نوع پرنده قادر به پرواز کردن نیستند. از طرف دیگر معده هر پرنده به گونه ای طراحی شده است که قادر به غذا خوردن به میزان مشخصی می باشد و امکان اینکه یک پرنده به علت زیاد غذا خوردن قادر به پرواز نباشد وجود ندارد. به پاهای شتر مرغ دقت کنید. پرنده ای با چنین پاهایی به هیچ وجه نمی توانسته پرواز کند زیرا همانطور که گفته شد امکان به ارٍث رسیدن صفات اکتسابی وجود ندارد. لذا شتر مرغ این پاها را در اثر راه رفتن زیاد با پاهایش بدست نیاورده است و از ابتدا دارای چنین پاهایی بوده است. و لذا از همان ابتدا این پرنده     نمی توانسته پرواز کند. از طرف دیگر امروزه ثابت شده است که دایناسورها همانند پرندگان خونگرم بوده اند. پس چه عاملی باعث شده است که تمام انواع دایناسورهای ریز و درشت بمیرند اما به صورت کاملا گزینش: مرغ و خروس و شتر مرغ باقی بمانند؟!

اما محیط به هیچ وجه نمی تواند گزینش رفتار کند. پس این گزینش توسط چه کسی انجام شده است؟ باید گفت که این گزینش توسط حضرت نوح صورت گرفته است.  در حقیقت مرغ و خروس و شتر مرغ به این دلیل بقا پیدا کرده اند که در کشتی نوح قرار گرفته اند. تعدادی از موجودات آبزی و تعدادی از پرندگان و تمام موجوداتی که در کشتی نوح بوده اند باقی مانده اند و تمام دایناسورها و موجودات دیگر به یک باره نابود شده اند.(در حقیقت طوفان نوح عامل انقراض یکباره دایناسورهاست)

اما چرا فسیل انسانی که در 65 میلیون سال پیش زندگی می کرده پیدا نمی شود؟ زیرا تمام  افرادی که در زمان حضرت نوح بوده اند غرق شده و مرده اند و ادامه حیات انسانها فقط و فقط توسط کل انسانها موجود در کشتی (هشت یا هشتاد نفر) ادامه پیدا کرده است طبیعی است که با این تعداد اندک احتمال پیدا کردن فسیل بسیار کم می باشد.

باید گفت که در این حادثه گیاهان به ذغال سنگ و حیوانات به سوخت های فسیلی امروزی تبدیل شده اند... و این اتفاق نه برای عذاب عده ای کافر بوده است بلکه یک برنامه و یا حتی یک حادثه طبیعی بوده است که می بایست اتفاق می افتاده است. خداوند به حضرت نوح این حادثه طبیعی را خبر می دهد و البته کسانی که ایمان آورده اند و وارد کشتی شده اند جان سالم به در برده اند و کسانی که ایمان نیاورده اند به عذاب کفرشان غرق شده اند... بدیهی است خداوند اگر می خواست عده ای کافر را عذاب بدهد راهکار بسیار ساده تری وجود داشت و نیازی به اینکه پیامبرش را برای ساختن یک کشتی و جمع کردن حیوانات به خطر و سختی بیندازد نبود. لذا یک اتفاق طبیعی در حال وقوع بوده و خداوند به پیامبرش این موضوع را خبر داده است. از طرف دیگر این حادثه نمی تواند منطقه ای باشد چرا که یک سیل منطقه ای نیازی به این همه تدارکات برای بقای حیوانات و جلوگیری از انقراض آنها ندارد... از طرف دیگر بر اساس کتب آسمانی این کشتی بر روی یک کوه فرود می آید و لذا می توان نتیجه گرفت که این حادثه می بایست جهانی بوده باشد.

 

بررسی نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح!

همانطو که بیان شد این نظریه به سوالات مهمی پاسخ می گوید:

1- علت انقراض دایناسورها

2- بررسی امکان وقوع طوفان جهانی نوح

3- چگونگی به زیر آب رفتن کوه های بلندی همچون اورست

4- چگونگی بالا آمدن سطح آب به مقدار زیاد

5- علت باقی ماندن برخی از حیوانات بصورت کاملا گزینشی پس از انقراض عظیم کرتاسه (همچون مرغ و خروس و شتر مرغ و سگ سانان و گربه سانان و ....)

6- رد کامل نظریه تکامل داروینی و همزیستی انسان ها با دایناسورها

7- پاسخ به این سوال که چرا حوای میتوکندریایی قبل از آدم رنگین تن بوده است و چرا تمام انسان های هم عصر آدم رنگین تن منقرض شده اند

مواردی که باعث تقویت این نظریه می شود:

1- کشف اجساد و رد پاها و همچنین وسایل دست ساز انسانهایی که بسیار قبل از 5 میلیون سال پیش زندگی می کرده اند.

2-  بررسی و اثبات امکان وقوع طوفانی جهانی در 65 میلیون سال پیش بر اساس شبیه سازیهای کامپیوتری و مدارک زمین شناسی

3-  کشف این مطلب که ساعت مولکولی و ژنی اشتباه بوده است و زمان حضور آدم رنگین تن به زمان های بسیار قبل تر بر می گردد.

مواردی که باعث رد این نظریه می شود:

1- اثبات درست بودن ساعت مولکولی و ژنی، مبنی بر زمان حضور آدم رنگین تن (حضرت نوح) در 65 تا 90 هزار سال قبل ( در این صورت نظریه منطقه ای بودن طوفان نوح ممکن است درست تر می باشد)

2- عدم کشف اجساد و ردپاها و همچنین وسایل دست ساز انسانهایی که در زمان های بسیار قبل زندگی می کرده اند

 

وبلاگ توهم تکامل به زبان انگلیسی

THE DELUSION OF EVOLUTION IN ENGLISH LANGUAGE

 

وسایل دست ساز بسیار قدیمی!

وسایل دست ساز و ردپای انسانها مربوط به دهها میلیون سال پیش!

تکامل گراها ادعا می کنند که انسان ها ۵.۴ میلیون سال پیش از نیای مشترک منشعب شده اند. طبیعتا کشف آثاری از وجود انسانها در ده ها میلیون سال پیش ، باعث رد نظریه تکامل داروینی می شود.

metallic tubes dug out of 65-million-year-old Cretaceous chalk in France

تیوب فلزی پیدا شده در فرانسه مربوط به دوران کرتاسه در 65 میلیون سال پیش

human finger found in the Canadian Arctic also dates back 100 to 110 million years ago

جا دست انسان پیدا شده در کانادا مربوط به 100 تا 110 میلیون سال پیش (قاره آمریکا)

 northern Washington state- between 10 and 20 million years old -Large Shoe Print in Rock

جا کفش بزرگ مربوط به 10 تا 20 میلیون سال پیش در شمال واشنگتون (قاره آمریکا)

 

 Footprints on top of Trilobite Fossil-300 to 600 million years ago-Tuba City, Arizona

جا پای انسان بالای فسیل یک تریبیلیت در آریزونا - 300 تا 600 میلیون سال پیش (قاره آمریکا)

 

Human footprint 5 to 15 million years old in Bolivia

جا پای انسان مربوط به 5 تا 15 میلیون سال پیش در بولیوی (قاره آمریکا)

 Very Large Foot Print in Solid Granite- rugged mountain in the Cleveland National Forest.

جا پای بزرگ انسان با قدمت بسیار بالا بر روی یک سنگ گرانیتی (قاره آمریکا)

 

human and dinosaur foot print -Paluxy River in Glen Rose Texas

جا پای انسان در کنار جا پای دایناسور در جلن روز تگزاس (قاره آمریکا)

 

Cretaceous limestone- Paluxy River near Glen Rose, Texas-human footprint intruded by a dinosaur footprint-125 million to 100 million years ago

سنگ آهکی شامل جا پای انسان و دایناسور  در جلن روز تگزاس  مربوط به 125 تا 100 میلیون سال پیش (قاره آمریکا)

                                                           

   

Zapata track, found in Permian limestone in New Mexico

جا پای انسان در سنگ آهگی مربوط به دوران پرمین در نیو مکزیکو (قاره آمریکا)

Paluxy River ,90-135 MILLION YEARS OLD
جاپای انسان در منطقه پالکسی ریور، 90 تا 135 میلیون سال پیش


The position of the artifacts in gravel close to the bedrock at Tuolumne Table  Mountain indicates they were 33-55 million years old

وسایل دست ساز مربوط به ۳۳ تا ۵۵ میلیون سال

Iron Pot Found in Coal in 1912- Municipal Electric Plant in Thomas, Oklahoma-about 312 years ago

وسیله دست ساز یافته شده در اوکلاما با قدمت 3۱۲ میلیون سال

 

London hammer - 144 Million to 65 Million years old

چکش یافته شده در انگلستان با قدمت ۶۵ تا ۱۴۴ میلیون سال

The Fossilized Human Finger

found in Cretaceous rock, which according to tradition was laid down about a hundred-million years ago

فسیل انگشت یک زن مربوط به ۱۰۰ میلیون سال پیش 

A series of 14 sequential human footprints
on the same platformwith at least 134 dinosaur tracks

Willot footprintAdams footprint

excavation photos

وجود اشکال مختلف دایناسورها در آثار انسانها:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

http://www.lightandlife.com/artifacts.htm

 http://www.atlantisbolivia.org/footprintdiscoverybolivia.htm

http://yecheadquarters.org/?p=596#

http://184.154.224.5/~creatio1/index.php?option=com_content&task=view&id=48&Itemid=24

http://www.genesispark.com/genpark/foot/foot.htm

http://s8int.com/phile/page56.html

http://s8int.com/giants2.html

http://www.ancient-hebrew.org/ancientman/02_burdick.html

http://www.ancient-hebrew.org/ancientman/02_zapata.html

http://www.ancient-hebrew.org/ancientman/02_meister.html

http://humanpast.net/tools/tools8m.htm

 http://haveagoodday.ca/fact09.html

http://creationtruthministries.org/answers.html

http://6000years.org/frame.php?page=stuff_in_coal

 http://www.zmescience.com/other/most-amazing-unexplained-artifacts/

 http://ianjuby.org/tour7.html

 http://www.dinosaurc14ages.com/footprints.htm

 http://www.apologeticspress.org/apcontent.aspx?category=9&article=2416

http://ianjuby.org/delk/

http://4kbc.com/videos/45/the-co-existence-of-humans-and-dinosaurs-(part-3-of-4)

 http://www.thelivingmoon.com/43ancients/02files/The_Paluxy_Print.html

http://yecheadquarters.org/?p=616

http://yecheadquarters.org/?p=551

http://www.creationevidence.org/index.php?option=com_content&task=view&id=28

 http://www.6000years.org/frame.php?page=dinosaurs

چگونه حیوانات به ماداگاسکار رفته اند؟

چگونه حیوانات به ماداگاسکار رفته اند؟!

یکی از قسمت های مهم  نظریه ارائه شده ، بررسی چگونگی توزیع حیوانات در سطح کره زمین بعد از طوفان نوح (انقراض عظیم کرتاسه در 65 میلیون سال پیش) و پس از پیاده شدن حیوانات از کشتی نوح می باشد. جزیزه دور افتاده مادگاسکار شاید مهم ترین قسمت زمین است که بسیار قبل از انقراض عظیم کرتاسه از آفریقا جدا شده است. اما چگونه ممکن است که حیوانات توانسته باشند خود را به این جزیره دور افتاده برسانند؟!

How did the lemurs, flying foxes and narrow-striped mongooses get to the large, isolated island of Madagascar sometime after 65 million years ago? A pair of scientists say their research confirms the longstanding idea that the animals hitched rides on natural rafts blown out to sea.

The question has always been how the animals arrived there in the first place. Madagascar appears to have been an island for at least 120 million years, and its animal population began arriving much later, sometime after 65 million years ago.

Moreover, the Madagascar study provided a test case confirming scientists' ability to model ocean and atmosphere interactions in a past greenhouse climate, Huber said. The National Science Foundation recently funded Huber to further simulate ocean currents in the Eocene epoch, roughly 39 million to 56 million years ago, using the methodology he applied to Madagascar

در حقیقت دانشمندان با انجام تحقیقات و شبیه سازی کامپیوتری میزان آب دریا ها، به این نتیجه رسیده اند که راه خشکی بین این جزیره دورافتاده (ماداگاسکار) و آفریقا بوجود آمده است و حیوانات زمانی بعد از 65 میلیون سال پیش توانسته اند که به این جزیره مهاجرت کنند.

همانطور که در شکل فوق توضیح داده شده است این مهاجرت در اثر راه خشکی بوجود آمده در حدود 62 میلیون سال پیش اتفاق افتاده است.

The later split between lemurs and lorises is thought to have occurred approximately 62 to 65 mya according to molecular studies

در حقیقت زمانی که خشکی ها به هم وصل هستند، توزیع حیوانات در سطح خشکی انجام می شود و لذا هنگامی که خشکی ها از هم جدا می شوند حیوانات در دورافتاده ترین جزایر نیز وجود دارند.

 

منابع:

http://evolution.berkeley.edu/evolibrary/news/091001_madagascar

 http://en.wikipedia.org/wiki/Lemur

http://www.wired.com/wiredscience/2010/01/surfs-up-how-rafting-lemurs-colonized-madagascar/

http://www.physorg.com/news183213283.html

 

این همه حیوان و کشتی نوح!

چگونه اینهمه حیوان مختلف در یک کشتی جا شده است؟!

خلقت گرا ها، تغییرات میکرونی در موجودات را در اثر شرایط مختلف محیطی قبول دارند. در حقیقت یک خلقت گرا معتقد است که آفریدگار یک انسان به نام حضرت آدم آفریده است و این انسان، میلیون ها و بلکه میلیاردها سال هم که بگذرد باز هم انسان باقی خواهد ماند. اما از همین یک انسان ، انسانهای مختلفی با رنگها و چهره های مختلف منشعب می شود در حقیقت تغییرات ایجاد شده در اثر محیط بسیار ناچیز می باشد. اما در همه این انسانها تعداد کروموزوم ها یکسان است و ساختار کلی بدن کاملا مشابه می باشد. به این معنا که حضرت آدم هم 46 کروموزوم داشته است. و میلیاردها سال بعد نیز انسانها همین تعداد کروموزوم را خواهند داشت.

در حقیقت تمام انسانهای کره زمین منشعب شده از بازماندگان کشتی نوح (فرزندان نوح) هستند. همچنین تمام موجودات خشکی، منشعب شده از موجوداتی هستند که در کشتی نوح بوده اند. اما چگونه می توان این همه گونه مختلف را در درون کشتی نوح جا دارد؟!جواب بسیار ساده است. آیا این همه تنوع در جانوران خشکی در 65 میلیون سال پیش هم وجود داشته است؟ چه تعداد از جانوران خشکی پس از انقراض عظیم کرتاسه (انقراض دایناسور ها و همه خزندگان- طوفان نوح به ادعای من) جان سالم به در برده اند. طوفان نوح که همین دیروز اتفاق نیفتاده است که نیاز باشد تمام گونه هایی که اکنون زندگی می کنند در کشتی نوح وجود داشته باشند.

باید توجه داشت که نیاز نیست که تمام انواع میموها و گربه سانان و سگ سانان و ... در درون کشتی قرار گیرد. بلکه تنها یک جفت سگ و یک جفت گربه و یک جفت میمون و ... که در منطقه ای که نوح زندگی می کرده  است در درون کشتی قرار گرفته است. و از این جفت ها، گونه های مختلف سگ و گربه و میمون و ... منشعب می شوند.

در حقیقت بجای این گونه ها و زیر شاخه های کوچک می بایست شاخه های اصلی در کشتی نوح قرار گیرند اما آیا تعداد این شاخه های اصلی زیاد می باشد؟ البته که خیر

تغییرات میکرونی بر علیه تکامل داروینی!

 

خانواده سگ ها:

Canidae is the biological family of carnivorous and omnivorous mammals that includes wolves, foxes, jackals, coyotes, and domestic dogs.

گرگ، روباه، شغال، گرگ سحرایی و سگ خانگی دارای نیای مشترکی می باشد که در حدود 55 میلیون سال پیش زندگی می کرده است. در حقیقت تمام سگ ها از نوعی سگ به نام کانیدائی منشعب شده اند.  این سگ همان سگی است که از انقراض کرتاسه (طوفان نوح) جان سالم به در برده است و در 65 میلیون سال پیش زندگی می کرده است. روبرت واین تحقیقاتی را در زمینه خانواده سگ سانان انجام داده است:

Canidae:The Canidae group diverged from other Carnivora 50-60 million years ago. The  ancestor produced 12 genera and 34 species in less then 10 million years.

Robert K.Wayne: Molecular evolution of the dog family

او معتقد است که کانیدائی از کارنیورا که حدود 50 تا 60 میلیون سال پیش می زیسته منشعب شده است و از آن نیای مشترک 34 نوع از خانواده سگ سانان در کمتر از 10 میلیون سال بوجود آمده و منشعب شده است. پس اکنون به این سوال مهم که چگونه این همه جانور در یک کشتی جا گرفته است پاسخ داده می شود. پس در آن زمان فقط همین نیای کانیدائی در کشتی قرار گرفته است. پس بجای این همه سگ سانان مختلف فقط یک سگ قرار گرفته است. آیا کشتی نوح برای شاخه های اصلی حیوانات نیز نیازمند جای زیادی می باشد؟

 

                                                                                        Canidae-group is at the family level, which includes 12 genera and 34 species and that is far more extensive then just some micro-evolution at the species level.

این تغییرات همان تغییرات میکرونی است که خلقت گراها آن را قبول دارند. مثل همان تغییراتی که در انسانهای مختلف در اثر گذر زمان بوجود آمده است. اما تمام آنها از یک فرد (حضرت آدم) منشعب شده اند. این تغییرات آنقدر کوچک است که ساختمان کلی بدن دچار تغییرات بسیار کوچکی می شود.

 آیا واقعا  بین سگ و گرگ اختلاف زیادی وجود دارد؟ جالب است بدانید که سگ (Dog) و گرگ (wolf) و شغال(jackal) و گرگ صحرایی (coyotes) همگی داری 78 کروموزوم می باشند و سگ و گرگ می توانند با هم آمیزش کنند. نوعی از سگ آنقدر شبیه گرگ می باشد که تشخیص اختلاف بین آنها بسیار سخت می باشد.

خانواده گربه سانان

گُربه‌سانان (Felidae) خانواده‌ای از حیوانات گوشتخوار هستند.
حیواناتی مانند
شیر، ببر، گربه و پلنگ در این خانواده قرار دارند. نخستین گربه‌سان‌ها در دوره ائوسن یعنی حدود ۴۰ میلیون سال پیش پدید آمدند.

There are 41 known species of felids in the world today, which have all descended from the same ancestor

آشناترین عضو این خانواده، گربه اهلی است که پیرامون یازده هزار و پانصد سال پیش به زندگی در کنار انسان خو گرفت و خود را اهلی کرد. نیای وحشی گربه اهلی، گربه دشتی نام دارد که هنوز در آفریقا و آسیای غربی زندگی می‌کند ولی ویرانی زیستگاه، منطقه پراکندگی این گربه‌ها را محدود کرده‌است.

ببر ( tiger) گربه (cat ) و شیر ( lion)  همگی دارای ۳۶ کروموزوم می باشند.

 

 خانواده میمون ها:

تمام میمون هایی از جمله: گوریل، شامپانزه، بونوبو و اورانگوتان از نیایی منشعب شده اند که در 14 میلیون سال پیش زندگی می کرده است. حال اگر طوفان نوح در 14 میلیون سال پیش اتفاق افتاده باشد تنها لازم است که نیای آنها در کشتی نوح قرار گیرد. اگر زمان را به 65 میلیون سال قبل ببریم. آنگاه از بین تمام انواع میمونها لازم است که همان نیای آنها در کشتی قرار گیرد و البته این همان میمونی است که در محل زندگی نوح زندگی می کرده است و در کشتی قرار می گیرد.

در حقیقت لازم است که تنها یک نوع میمون در کشتی نوح قرار گرفته باشد و شامپانزه و گوریل و اورانگوتان و بونوبو و سایر میمون ها که همه دارای 48 کروموزوم می باشند از همان میمونی منشعب شده اند که در کشتی نوح بوده است. آیا شما بین این میمون ها اختلاف زیادی  می بینید؟  خیر همه آنها میمون بوده و هیچ پیشرفتی نسبت به نوع دیگر نداشته اند.

 

طوفان نوح و خرس و خرس قطبی!

معمولا سوالی که پرسیده می شود، این است که چگونه حضرت نوح مثلا به قطب رفته و یک خرس قطبی را با خود آورده و در کشتی گذاشته است؟ چگونه می توان این حیوانات را از نقاط مختلف زمین جمع کرد و در یک کشتی گذاشت؟!

باید بیان شود که این نوح نبوده که به قطب رفته است. بلکه این خرس بوده که به قطب رفته است. حضرت نوح نوعی خرس را که نیای خرس های قهوه ای و قطبی است و در منطقه ای که نوح زندگی می کرده وجود داشته است در کشتی می گذارد و این حیوان در طی هزاران سال بعد از پیاده شدن از کشتی نوح جمعیتشان افزایش یافته است و با توجه به اینکه در آن زمان قاره ها به هم وصل بوده اند لذا به نقاط مختلف مهاجرت کرده اند. این موضوع در مورد سایر حیوانات نیز اتفاق افتاده است. اساسا یکی از دلایلی که در تائید حرکات صفحات زمین(plate tectonic) استفاده می شود همین متشابه بودن تنوع حیات حیوانات در مناطقی است که زمانی به هم وصل بوده اند. توجه داشته باشید که تنوع حیات در منطقه ای که نوح در آن زمان زندگی می کرده است الزاما نبایستی اکنون هم وجود داشته باشد. بلکه این تنوع می تواند اکنون دستخوش تغییر شده باشد. مثلا کسی  نمی توان بگوید: که فیل فقط در هند است و یا کانگورو فقط در استرالیا می باشد.

اجازه بدهید همین خرس قطبی را بیشتر توضیح بدهم:

فرض کنید دو گروه انسان مختلف به قطب سفر کنند. گروه اول: سیاه پوستانی که لباس های سیاه نیز پوشیده اند و گروه دوم: سفید پوستانی که لباس سفید پوشیده اند. طبیعتا در محیطی که پوشیده از برف است گروه اول به راحتی دیده می شوند و ممکن است توسط موجودات مختلف مورد حمله واقع شوند (مثلا توسط همین خرس قطبی) و یا اینکه نتوانند موجودی را برای تغذیه شکار کنند زیرا از دور دیده می شوند. لذا به مرور زمان جمعیت گروه اول کاسته می شود و فقط گروه دوم که به راحتی در محیط استتار می شوند باقی می مانند. من این را قانون استتار می نامم. استتار همان چیزی است که انسان ها از آن به عنوان یک نیروی دفاعی در مقابل دشمن در جنگ ها استفاده می کنند و اینگونه بقای خود را محتمل تر می سازند.

حال فرض کنید یک دسته خرس های قهوه ای خانه طبیعی خود را رها کنند و به سمت شمال (قطب شمال) حرکت کنند. در این محیط جدید خرس ها با پوست رنگ روشنتر راحتر می توانند خوک های آبی را شکار کنند و اینگونه بقای خود را محتمل تر می سازند و نهایتا رنگ جمعیت خرس ها تغییر می کند. این همان قانون استتار است. آیا شما بین خرس قهوه ای و خرس قطبی اختلاف زیادی بجز اختلاف در رنگ پوست می بینید؟

لذا تنها یک نوع خرس در کشتی قرار گرفته است و از همان خرس، در اثر گذر زمان خرس های مختلف منشعب شده اند ولی خرس تا میلیارها سال دیگر، همان خرس خواهد ماند و به وال تبدیل نمی شود.

در مورد سایر حیوانات نیز به همین شکل بوده است. فقط یک جفت حیوان در کشتی قرار گرفته است و از همان یک جفت در طی زمان 65 میلیون سال، گونه های مختلف از آن نوع حیوان منشعب شده اند. طبیعتا قرار دادن شاخه های اصلی در درون یک کشتی کاری شدنی خواهد بود.

در حقیقت باید گفت که چه حیوانات خشکی از انقراض عظیم کرتاسه جان سالم به در برده اند؟ مطمئنا تعداد این حیونات بسیار اندک می باشند. این تعداد حیوان همان حیوناتی هستند که در کشتی نوح قرار گرفته اند.

  

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Canidae

 http://home.planet.nl/~gkorthof/kortho41.htm

http://en.wikipedia.org/wiki/Felidae

http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_organisms_by_chromosome_count

http://home.wxs.nl/~gkorthof/kortho41.htm

 http://www.mobilereference.com/mind/online/ch2p1.htm

قانون ارشمیدس و طوفان نوح!

قانون ارشمیدس و طوفان نوح!

قانون ارشمیدس می گوید: وقتی جسمی وارد سیال می شود معادل وزن سیال جابجا شده ، برجسم یک نیروی رو به بالا وارد می شود. طبیعتا معادل حجم جسم وارد شده به سیال، سیال(مثلا آب) جابجا می شود و بالا می آید . برای مثال اگر توپی را وارد یک تشتی از آب کنیم سطح آب درون تشت بالا می آید. به شکل های زیر دقت کنید:

 

همانطور که در شکل های فوق مشخص شده است با اینکه میزان آب یکسان است اما ورود یک جسم به آب، باعث بالا آمدن سطح آب می شود. لذا اگر جسمی وارد آب های اقیانوس ها شود (شهاب سنگ و یا ورود مواد مذاب در اثر شکافته شدن زمین) سطح آب بالا می آید. اما در زمان طوفان نوح در 65 میلیون سال پیش چه چیزی می تواند وارد آب شده باشد؟!

همانطور که گفته شد در 65 میلیون سال پیش اتفاقات زیر به وقوع می پیوندد:

1-     فعالیت های آتشفشانی شدید و شکافته شدن پوسته زمین

2-     برخورد شهاب سنگ های بزرگ به زمین

3-     باران های شدید اسیدی و گرم شدن زمین و آب، به علت ورود مواد مذاب به اقیانوس ها و شرایط مختلف آب و هوایی

در زیر به برسی تاثیر هر یک از عوامل فوق، در بالا آمدن آب اقیانوس ها می پردازیم.

 

عوامل موثر بر بالا آمدن آب اقیانوس ها:

1- شکافته شدن زمین در اقیانوس ها و در نتیجه ورود حجم زیادی مواد مذاب به درون اقیانوس و در نتیجه بالا آمدن سطح آب بر اساس قانون ارشمیدس:

در 65 میلیون سال پیش فعالیت آتش فشانی بسیاز زیادی به وقوع می پیوندد. به شکل فوق دقت کنید: در نقطه شماره 5 خروج مواد مذاب و وارد شدن آن به زیر اقیانوس ها نشان داده شده است. طبیعتا معادل حجم این مواد مذاب، سطح آب جابجا شده و بالا می آید. حال اگر میزان ورود مواد مذاب بسیار زیاد باشد(شروع تشکیل کوه های مختلف)، احتمال اینکه نقطه 14 (قله کوه در شکل) به زیر آب برود بسیار زیاد می باشد.

(توجه داشته باشید که: با تصویر بـرداری نمـودن از اعـماق اقـیـانـوس اطـلـس یک خط سراسری در وسط اقیانوس کشف شـد که مـواد مـذاب درون زمین را بیرون می ریزد و اقیانوس را به دو قسمت تقسیم می کند و طرفـین خود را از هم دور می کند)

 اگر خروج مواد مذاب در محل های مختلف و همزمان به وقوع بپیوندد، بر اساس قانون ارشمیدس حجم آب به مقدار زیادی بالا می آید. (احتمالا 65 میلیون سال پیش آغاز تشکیل کوه های آتشفشانی زیادی بوده است)

همانطور که در شکل فوق مشخص می باشد، خروج مواد مذاب باعث بالا آمدن سطح آب به میزان یک مایل (1.6 کیلومتر) می گردد. خروج این مواد مذاب در حقیقت آغاز ایجاد کوه های آتشفشانی جدید می باشد که در 65 میلیون سال پیش نیز زمان فعالیت های شدید آتشفشانی و همچنین ایجاد کوه های آتشفشانی جدید بوده است که این خود باعث بالا آمدن سطح آب اقیانوس ها می شود.

به شکل فوق دقت کنید. طبیعتا شکافته شدن پوسته زمین(land) در قسمت اقیانوس ها(oceans) و خروج مواد مذاب موجود در هسته زمین (molten core) باعث می شود که اختلاف سطح کاهش یافته و در نتیجه مرتفع ترین نقاط خشکی نیز به زیر آب برود.

2- برخورد و ورود شهاب سنگ ها و وارد شدن آنها به درون اقیانوس ها و بالا آمدن آب به علت قانون ارشمیدس:

اگر محل برخورد شهاب سنگی به قطر 10 کیلومتر که به گفته دانشمندان یکی از عوامل انقراض دایناسورها بوده است در اقیانوس بوده باشد. معادل حجم این توپ غول پیکر سطح آب بالا     می آید. جدا از حجم آب بالا آمده، مطمئنا سونامی حاصل از این برخورد موج های بسیار بزرگی و ناگهانی را ایجاد می کند. (فرصت فرار به هیچ کس نداده حتی پسر ناخلف نوح)

چاله های زیادی روی زمین وجود دارد. یک چاله که بر اثر برخورد به وجود آمده با عرض 120 مایل یا 180 کیلومتر و عمق یک مایل یا 1600 متر در شبه جزیره یوکاتان در خلیج مکزیک پیدا شده است. قدمت این چاله به 65 میلیون سال قبل برمی گردد و شاید این چاله ناشی از برخورد یک شهاب سنگ در دوره کرتاسه-ترتیاری باشد. شواهدی از تسونامی های دوره کرتاسه-ترتیاری نیزدر تمام اطراف خلیج مکزیک پیدا شده که می تواند دلیلی بر این ادعا باشد.

تئوری های بسیار زیادی درباره این که چرا این انقراض در دوره کرتاسه-ترتیاری رخ داد ارایه شده است. اما نظریه ای که به طور گسترده ای مورد قبول همه واقع شده (این نظریه در سال 1980 به وسیله لوییس آلوارز فیزیک دان و پسر زمین شناسش, والتر آلوارز پیشنهاد شد) این است که حدود 65 میلیون سال پیش، سیارکی به قطر چهار تا نه مایل یا شش تا 15 کیلومتر با زمین برخورد کرد. این تصادف پوسته زمین را سوراخ کرد و رگه هایی از گرد وغبار و مواد دیگر را به جو فرستاد و باعث آتش سوزی های عظیم، فعالیت های آتشفشانی، تسونامی و توفان های شدید با بادهای عظیم و بارانهای اسیدی شد.

 ۳-     بارش باران های شدید:

درست است که بر اساس قانون بقای ماده میزان آب موجود در کره زمین ثابت می باشد. اما اینکه چه مقدار از این آب، به صورت مایع در سطح زمین باشد و چه مقدار آن به صورت بخار (ابر) در آسمان باشد و یا اینکه چه مقدار از آن به صورت آب های زیر زمینی باشد و یا اینکه چه مقدار آن به صورت کوههای یخی در قطب باشد، می تواند در اثر شرایط مختلف تغییر کند. اگر بر اساس شرایط آب و هوایی خاص، تمام آب موجود در کره زمین به صورت مایع و در سطح زمین باشد، آنگاه ارتفاع آب، بسیار بالاتر خواهد بود.

The scientists Carmen Gaina and Bernhard Steinberger

برای مثال برخی از دانشمندان معتقدند در بعضی از شرایط آب و هوایی در طی سالیان گذشته، ارتفاع آب اقیانوس ها تا بیش از 110 متر متغییر بوده است. برخی از دانشمندان معتقدند که سطح آب در 65 میلیون سال پیش بسیار بالاتر ار محاسبات قبلی آنها بوده است و به وقوع یک طوفان جهانی (global flooding) در 65 میلیون سال پیش اعتقاد دارند.

When the dinosaurs were wiped out 65 to 70 million years ago, the sea level was close to 558 feet higher then today. Thus, the global flooding in the warm climate was far more extensive then previously calculated.

An international group of scientists have – with far greater accuracy than before – managed to model the sea level at this period, known by geologists as the cretaceous period.

Scientists from Norway and Australia has investigated past oceans with particular interest in how the sea level is affected by the relations between ocean-floor spreading and the effect of mantle convection.

پس مجموعه عوامل فوق به راحتی می توانند مرتفع ترین نقاط زمین در آن زمان را به زیر آب ببرند. (توجه داشته باشید که بیان شد که کوه اورست مرتفع ترین نقطه زمین در حال حاضر، در آن زمان وجود نداشته و کوه آرارات نیز دارای ارتفاع بسیار کمی بوده است)

 

منابع:

http://www.ngu.no/en-gb/Aktuelt/2008/Identifies-sea-level-at-70-million-years-ago/

 

کوه اورست و طوفان نوح!

چگونه کوه اورست در طوفان نوح به زیر آب رفته است؟ 

کوه اورست با نام نپالی ساگارماتا (به معنی سر آسمان) و نام تبتی کومولانگما بلندترین قله کره زمین است. ارتفاع قله آن از سطح دریا معادل ۸٬۸۴۸ متر می‌باشد. این کوه در رشته کوه‌های هیمالیا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت در کشور چین قرار گرفته‌است.

اما آیا در 65 میلیون سال پیش هم کوه اورست همین ارتفاع را داشته است و بلندترین قله کره زمین بوده است؟

It is thought that the plate tectonics of the area are adding to the height and moving the summit northeastwards. Two accounts suggest the rates of change are 4 mm (0.16 in) per year (upwards) and 3 to 6 mm (0.12 to 0.24 in) per year (northeastwards)

حرکت صفحات زمین باعث افزایش ارتفاع کوه اورست به طور سالیانه می شود. دانشمندان معتقدند سرعت حرکت رو به بالای کوه اورست، 4 میلی متر در سال می باشد. اگر این سرعت به صورت ثابت بوده باشد انتظار می رود که شروع حرکت رو به بالای کوه اورست در 2212000 سال قبل (حدودا دو میلیون سال قبل) شروع شده باشد. اما مطمئنا این سرعت نمی تواند ثابت بوده باشد و ممکن است که در سالهای بسیار قبل، این سرعت بسیار کمتر بوده باشد. اما بدیهی است که این سرعت هرچقدر هم که کم باشد وقتی در عدد بسیار بزرگ 65000000 (65 میلیون ) سال ضرب می شود تبدیل به عدد بزرگی می شود.

The 6,000-km-plus journey of the India landmass (Indian Plate) before its collision with Asia (Eurasian Plate) about 40 to 50 million years ago (see text). India was once situated well south of the Equator, near the continent of Australia

صفحه هند در طی ۴۰ تا ۵۰ میلیون سال گذشته مسیر ۶۰۰۰ کیلومتری را طی کرده و با برخورد با صفحه آسیا باعث ایجاد کوه اورست شده است.

اما در طی چند سال، کوه اورست به این ارتفاع رسیده است؟ دانشمندان معتقدند که سرعت رو به بالای کوه اورست بسیار زیاد بوده است. به طوری که در طی فقط 50 میلیون سال، قله هیمالیا یعنی کوه اورست به ارتفاع 9 کیلومتری رسیده است.

 

 The Himalayas and the Tibetan Plateau to the north have risen very rapidly. In just 50 million years, peaks such as Mt. Everest have risen to heights of more than 9 km.

این مطلب ثابت می کند که کوه اورست در طی 50 میلیون سال پیش به این ارتفاع رسیده است. لذا در 65 میلیون سال پیش (زمان وقوع طوفان نوح) اصلا کوه اورستی نبوده است. پس اکنون به سوال مهمی که چگونه کوه اورست به عنوان بلندترین نقطه جهان با ارتفاع 8848 متر، در طوفان نوح به زیر آب رفته است پاسخ داده می شود. و پاسخ این معما این است:  کوه اورستی در آن زمان وجود نداشته است.

 برای مثال: آتشفشان دماوند در محدوده استان مازندران و در شمال شرقی تهران قرار دارد. دماوند با ارتفاع 5671 متر از سطح دریا بلندترین کوه خاورمیانه به شمار می‌آید. این آتشفشان در بازه زمانی 2 میلیون سال تا 7 هزار سال پیش فعال بوده است و با فورانهای آتشفشانی هزاران متر مواد آتشفشانی شامل گدازه های مذاب و مواد پیروکلاستیک پدید آورده است. اگرچه برپایه تحقیقات انجام شده، فعالیت دماوند از 400هزار سال پیش آغاز شده و این آتشفشان در بازه زمانی مابین 4 تا 7 هزار سال پیش فعال بوده است،

آما آیا فعالیت کوه های آتش فشانی در 65 میلیون سال پیش خاتمه یافته است؟! تا چه سالی این کوه های آتشفشانی فعال بوده اند و با خروج مواد مذاب و سرد شدن آنها، به ارتفاع کوه افزوده شده است؟

اگر خاتمه نیافته است و بخواهیم فعالیتی هر چند کوچک و افزایش ارتفاعی کوچک در طول سال را برای آن ها در نظر بگیریم (مثلا تا 20 میلیون سال پیش) لذا با توجه با فاصله زمانی طولانی میان 20 میلیون سال پیش تا 65 میلیون سال پیش، میزان ارتفاع آن ها در 65 میلیون سال پیش بسیار کمتر از ارتفاع کنونی بوده است.

همانطور که بیان شد کوه دماوند در فاصله 2 میلیون سال پیش تا 700 هزار سال پیش فعال بوده است لذا ارتفاع آن می بایست در طی این فاصله زمانی به مقدار قابل توجه ای افزوده شده باشد.

اما در 65 میلیون سال پیش کدام کوه بلند ترین کوه بوده است؟ پاسخ به این سوال سخت می باشد.

 

کوه آرارات کوهی است واقع در شمال شرقی کشور ترکیه (استان آغری) در مرز ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان. آرارات دارای دو قلهٔ آتشفشانی آرارات بزرگ (۵۱۵۶ متر) و آرارات کوچک (۳۹۵۲ متر) است.

در کتاب آفرینش در عهد عتیق از آرارات به عنوان محل به خاک نشستن کشتی نوح پس از طوفان ذکر شده‌ است. از دیگر نام‌های این کوه «کوه جودی» است که در قرآن ذکر شده ‌است.

پیش بینی می شود که کوه آرارات محل فرود کشتی نوح می باشد . این کوه یک کوه آتشفشانی است این کوه اکنون ارتفاع: 5137 متری را دارد. اما در 65 میلیون سال پیش چه ارتفاعی داشته است؟ مطمئنا ارتفاع بسیار کمتری داشته است. وقتی در 65 میلیون سال پیش اصلا کوه اورستی با ارتفاع 8848 متری وجود نداشته است. مطمئنا کوه آرارات که از نوع آتشفشانی است دارای ارتفاع بسیار بسیار کمتری بوده است.

اگر ارتفاع بالاترین نقاط زمین، یعنی کوه ها در گذشته های دور، کمتر بوده باشد آنگاه به زیر آب رفتن کامل زمین در طوفان نوح منطقی و عقلانی و شدنی می باشد.

 

منابع:

http://en.wikipedia.org/wiki/Mount_Everest

http://pubs.usgs.gov/gip/dynamic/himalaya.html

 http://en.wikipedia.org/wiki/Mount_Ararat