نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح
نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح!
Theory of dinosaur extinction by Noah's flood
نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح، شاید جنجالی ترین نظریه اینجانب می باشد که در کتاب "توهم تکامل" مطرح گردیده است. این نظریه باعث فروپاشی کامل نظریه تکامل داروینی می گردد زیرا بر اساس نظریه تکامل انسان ها 5,4 میلیون سال پیش از نیای مشترک منشعب شده اند اما بر اساس شواهدی ثابت می کنیم که انسان ها میلیون ها سال پیش بر روی زمین بوده اند. در حقیقت راز طوفان نوح، زمان می باشد. در حقیقت زمان طوفان نوح و همچنین حضور حضرت آدم در زمین، بسیار قبل تر از آن چیزی بوده که ما قبلا تصور می کرده ایم.
این نظریه می تواند پاسخ گوی بسیاری از معماها باشد:
1- علت انقراض دایناسورها در 65 میلیون سال پیش
2- چگونگی به زیر آب رفتن بزرگ ترین کوه ها در طوفان نوح
3- چگونگی جا گرفتن انواع حیوانات در کشتی نوح
4- علت باقی ماندن گزینشی برخی حیوانات همچون مرغ و خروس و شتر مرغ، اما انقراض انواع دایناسورهای ریز و درشت
5- رد نظریه تکامل داروینی و بیان همزیستی انسانها با دایناسورها
6- چگونگی توزیع انسان ها و حیوانات در سطح زمین پس از پیاده شدن از کشتی نوح
7- وجود انسان ها در مکان های دور افتاده
8- وسایل دست ساز انسانهایی که میلیون ها سال قدمت دارند
9- چگونه انسانها میلیون ها سال پیش به قاره آمریکا رفته اند
10- علت وجود ردپای انسان ها مربوط به میلیون ها سال پیش در آمریکا
11- چرا حوای میتوکندریایی قبل از آدم رنگین تن بوده است
تا کنون دلایل فراوانی جهت توجیه انقراض پایان کرتاسه مطرح گردیدهاست که نظرات جدید به برخورد شهاب سنگی در حدود 65.5 میلیون سال قبل به قطر ۱۰ کیلومتر به زمین دلالت دارد. اما جدید ترین نظریه، که توسط اینجانب مطرح می شود: نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح می باشد که حتی برخورد آن شهاب سنگ نیز در ایجاد آن طوفان نقش داشته است. در صفحات بعدی به توضیح بیشتر این نظریه جنجالی خواهم پرداخت.
باید توجه داشت که برای انقراض دایناسورها دانشمندان یک فرایند تدریجی را در نظر نگرفته اند، اما چرا؟! چه عواملی باعث شده است که دانشمندان به دنبال عواملی آنی باشند؟دایناسورها برای بیش از 160 میلیون سال حاکم بی چون و چرای زمین بوده اند و تعداد آنها بسیار زیاد و متنوع بوده است. دانشمندان به دنبال بیان پدیده ای آنی همچون برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین هستند. یعنی اتفاقی که به یک باره به وقوع پیوسته است و تعداد زیادی از دایناسورها و بلکه جانوان خشکی را نابود کرده است.
چه دلایلی باعث شده است که دانشمندان به دنبال بیان چنین رویدادهای آنی در انقراض دایناسورها باشند؟
اما این اتفاق چه بوده است که باعث انقراض و نابودی حیوانات شده است. چرا نباید یک گونه دایناسور از آن حادثه جان سالم به در ببرد؟ چرا مرغ و خروس و شتر مرغ و اجداد گربه سانان و سگ سانان و میمونها و ... از این حادثه جان سالم به در می برند؟ مگر نه اینکه مرغ و خروس و شتر مرغ از نسل دایناسورها هستند. پس این حیوانات چه ویژگی خاصی نسبت به سایر دایناسورها کوچک و بزرگ ، داشته اند که باعث شده است که آنها باقی بمانند؟
آیا زمان 65 میلیون سال برای شروع دوباره حیات در خشکی کافی می باشد؟ برای اینکه بدانید که این زمان چقدر کم است کافی است بدانید که به قول تکامل گراها انسان ها نزدیک 5 تا 7 میلیون سال پیش بر روی زمین بوده اند. (یعنی یک دهم این مقدار)... ولی در طی این مدت حتی این انسان ها به دو نوع انسان تبدیل نشده اند!
اما بر اساس دین: حضرت نوح به تنهایی نزدیک هزار سال زندگی کرده است. پس دین (قرآن) در مورد مدت زمان حضور حضرت آدم بر روی زمین چیزی نمی گوید و لذا تصور اینکه انسان ها تنها هزاران سال است که بر روی زمین زندگی می کنند منتفی است. وجود 124000 پیامبر خود می تواند دلیلی برای مدت زمان زیاد حضور انسان بر روی زمین باشد.
اما فسیل چه می گوید؟ مگر قرار است اگر مثلا فسیل انسانی که در ۷ میلیون (انسان تومای)سال پیش زندگی می کرده است پیدا شود این یعنی انسان ها تنها ۷ میلیون سال است که در زمین بوده اند؟ طبیعتا خیر
وقتی بر اساس احتمالات ما توانسته این فسیل را در این تاریخ پیدا کنیم پس می بایست انسانها بسیار قبل از این هم بوده باشند.(تا تعدادشان افزایش یافته باشد و احتمال پیدا کردن یک فسیل زیاد باشد) اما حیواتات خشکی به این دلیل می توانند در این فاصله کم (65 میلیون سال) بر تعداد خود بیفزایند که به صورت کاملا اختصاصی گزینش شده اند و از آن حادثه جان سالم به در برده اند.
اما آیا محیط می تواند به صورت کاملا گزینش عمل کند؟ مثلا هزاران مدل دایناسور کوچک و بزرگ منقرض شوند ولی به صورت کاملا گزینشی مرغ و خروس و شتر مرغ از نسل دایناسورها باقی بمانند؟ چرا نباید برای نمونه هم که شده، یک دایناسور کوچک که بجای بال دست داشته باشد و تخم گذار باشد باقی نماند؟!
همانطور که گفته شد امکان به ارث رسیدن صفات اکتسابی وجود ندارد:
داروین به اشتباه فکر میکرد که ویژگیهای به ارث رسیدنی محصولی از استفاده یا عدم استفاده بوده، و اینکه ویژگیهایی که توسط یک سیستم حیاتی در طول حیاتش کسب میشود به فرزندانش منتقل میشود. داروین به دنبال مثالهایی مانند پرندگانی که از روی زمین تغذیه میکنند پاهای قوی تری به خاطر تمرین بدست میآورند، و بالهای ضعیف تری به دلیل پرواز نکردن بدست میآورند تا آنجا که بطور مثال شتر مرغ اصلاً پرواز نمیتوانست بکند، بود. این اشتباه «به ارث رسیدن ویژگیهای کسب شده» خوانده میشود
لذا تکامل گراها نمی توانند ادعا کنند که این پرندگان زمانی پرواز می کرده اند و به علت زیاد راه رفتن و یا زیاد غذا خوردن دیگر قادر به پرواز نبوده اند. اگر قرار بود که پرواز نکردن برای مدت زمانی به ارٍث برسد لذا می بایست اکنون در طبیعت پرندگانی را ببینیم که تعدادی از آن ها قادر به پرواز و تعدادی دیگر از همان نوع پرنده قادر به پرواز کردن نیستند. از طرف دیگر معده هر پرنده به گونه ای طراحی شده است که قادر به غذا خوردن به میزان مشخصی می باشد و امکان اینکه یک پرنده به علت زیاد غذا خوردن قادر به پرواز نباشد وجود ندارد. به پاهای شتر مرغ دقت کنید. پرنده ای با چنین پاهایی به هیچ وجه نمی توانسته پرواز کند زیرا همانطور که گفته شد امکان به ارٍث رسیدن صفات اکتسابی وجود ندارد. لذا شتر مرغ این پاها را در اثر راه رفتن زیاد با پاهایش بدست نیاورده است و از ابتدا دارای چنین پاهایی بوده است. و لذا از همان ابتدا این پرنده نمی توانسته پرواز کند. از طرف دیگر امروزه ثابت شده است که دایناسورها همانند پرندگان خونگرم بوده اند. پس چه عاملی باعث شده است که تمام انواع دایناسورهای ریز و درشت بمیرند اما به صورت کاملا گزینش: مرغ و خروس و شتر مرغ باقی بمانند؟!
اما محیط به هیچ وجه نمی تواند گزینش رفتار کند. پس این گزینش توسط چه کسی انجام شده است؟ باید گفت که این گزینش توسط حضرت نوح صورت گرفته است. در حقیقت مرغ و خروس و شتر مرغ به این دلیل بقا پیدا کرده اند که در کشتی نوح قرار گرفته اند. تعدادی از موجودات آبزی و تعدادی از پرندگان و تمام موجوداتی که در کشتی نوح بوده اند باقی مانده اند و تمام دایناسورها و موجودات دیگر به یک باره نابود شده اند.(در حقیقت طوفان نوح عامل انقراض یکباره دایناسورهاست)
اما چرا فسیل انسانی که در 65 میلیون سال پیش زندگی می کرده پیدا نمی شود؟ زیرا تمام افرادی که در زمان حضرت نوح بوده اند غرق شده و مرده اند و ادامه حیات انسانها فقط و فقط توسط کل انسانها موجود در کشتی (هشت یا هشتاد نفر) ادامه پیدا کرده است طبیعی است که با این تعداد اندک احتمال پیدا کردن فسیل بسیار کم می باشد.
باید گفت که در این حادثه گیاهان به ذغال سنگ و حیوانات به سوخت های فسیلی امروزی تبدیل شده اند... و این اتفاق نه برای عذاب عده ای کافر بوده است بلکه یک برنامه و یا حتی یک حادثه طبیعی بوده است که می بایست اتفاق می افتاده است. خداوند به حضرت نوح این حادثه طبیعی را خبر می دهد و البته کسانی که ایمان آورده اند و وارد کشتی شده اند جان سالم به در برده اند و کسانی که ایمان نیاورده اند به عذاب کفرشان غرق شده اند... بدیهی است خداوند اگر می خواست عده ای کافر را عذاب بدهد راهکار بسیار ساده تری وجود داشت و نیازی به اینکه پیامبرش را برای ساختن یک کشتی و جمع کردن حیوانات به خطر و سختی بیندازد نبود. لذا یک اتفاق طبیعی در حال وقوع بوده و خداوند به پیامبرش این موضوع را خبر داده است. از طرف دیگر این حادثه نمی تواند منطقه ای باشد چرا که یک سیل منطقه ای نیازی به این همه تدارکات برای بقای حیوانات و جلوگیری از انقراض آنها ندارد... از طرف دیگر بر اساس کتب آسمانی این کشتی بر روی یک کوه فرود می آید و لذا می توان نتیجه گرفت که این حادثه می بایست جهانی بوده باشد.
بررسی نظریه انقراض دایناسورها توسط طوفان نوح!
همانطو که بیان شد این نظریه به سوالات مهمی پاسخ می گوید:
1- علت انقراض دایناسورها
2- بررسی امکان وقوع طوفان جهانی نوح
3- چگونگی به زیر آب رفتن کوه های بلندی همچون اورست
4- چگونگی بالا آمدن سطح آب به مقدار زیاد
5- علت باقی ماندن برخی از حیوانات بصورت کاملا گزینشی پس از انقراض عظیم کرتاسه (همچون مرغ و خروس و شتر مرغ و سگ سانان و گربه سانان و ....)
6- رد کامل نظریه تکامل داروینی و همزیستی انسان ها با دایناسورها
7- پاسخ به این سوال که چرا حوای میتوکندریایی قبل از آدم رنگین تن بوده است و چرا تمام انسان های هم عصر آدم رنگین تن منقرض شده اند
مواردی که باعث تقویت این نظریه می شود:
1- کشف اجساد و رد پاها و همچنین وسایل دست ساز انسانهایی که بسیار قبل از 5 میلیون سال پیش زندگی می کرده اند.
2- بررسی و اثبات امکان وقوع طوفانی جهانی در 65 میلیون سال پیش بر اساس شبیه سازیهای کامپیوتری و مدارک زمین شناسی
3- کشف این مطلب که ساعت مولکولی و ژنی اشتباه بوده است و زمان حضور آدم رنگین تن به زمان های بسیار قبل تر بر می گردد.
مواردی که باعث رد این نظریه می شود:
1- اثبات درست بودن ساعت مولکولی و ژنی، مبنی بر زمان حضور آدم رنگین تن (حضرت نوح) در 65 تا 90 هزار سال قبل ( در این صورت نظریه منطقه ای بودن طوفان نوح ممکن است درست تر می باشد)
2- عدم کشف اجساد و ردپاها و همچنین وسایل دست ساز انسانهایی که در زمان های بسیار قبل زندگی می کرده اند
وبلاگ توهم تکامل به زبان انگلیسی
THE DELUSION OF EVOLUTION IN ENGLISH LANGUAGE
×××××××××××××××××××