استتار و انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی!

داروین این‌گونه استدلال می‌کند که در طبیعت جای پرورش‌دهنده به تنازع بقا داده شده‌است. از میان همه انواع موجودات زنده عده زیادی محکوم به فنا هستند و فقط بخشی از آن‌ها که برای بقا اصلح هستند باقی می‌مانند

انتخاب طبیعی فرایندی است که در طی نسل‌های پیاپی، سبب شیوع آن دسته از صفات ارثی می‌شود که احتمال زنده ماندن و موفقیت زاد و ولد یک ارگانیسم را در یک جمعیت افزایش می‌دهند . این فرایند از مکانیسم‌های کلیدی تکامل محسوب می‌گردد

داشتن پوست و پرهای رنگارنگ احتمال زنده ماندن و موفقیت زادو ولد یک موجود را در یک جمعیت کاهش می دهد. هرچه موجود شباهت بیشتری با محیط (استتار) داشته باشد احتمال زنده ماندن آن بیشتر است. در حقیقت استتار عامل مهمی در بقاء می باشد. اهمیت استتار به اندازه ای است که انسان ها در جنگ های خود از استتار به عنوان عامل دفاعی در مقابل دشمن استفاده می کنند. لذا وقتی به طبیعت می نگریم نبایستی موجودات رنگارنگ را ببینیم. زیرا بر اساس نظر تکامل گراها می بایست این موجودات توسط دشمنانشان شکار شده و نسل آنها منقرض شده باشد. اما چرا اینگونه نیست؟! چرا انتخاب طبیعی کارآمد نبوده و این موجودات در طبیعت زندگی می کنند؟!

 

تکامل گراها ادعا می کنند که انتخاب جنسی عامل ادامه حیات این موجودات زیبا و رنگارنگ است. در حقیقت زیبایی آنها عامل بقای آنها شده است. به این معنی که موجودات ماده؛ نرهایی با پرها و بدن زیبا تر را انتخاب کرده اند.

اما آیا در تمام این جانوران زیبا و رنگارنگ، تنها نرها زیبا هستند؟ چرا ماده هایی که خود انتخاب کننده هستند نیز زیبا می باشند؟

این موضوع نشان می دهد که انتخاب طبیعی آنقدر قوی نمی باشد که بتواند عامل اصلی ایجاد تغییرات در گونه ها و در نتیجه تکامل باشد.